ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )

24

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )

آن بر طبق قراردادهاى هنرى سروده شده است نام تصنيف داده‌اند ، پژوهش در اين امر كه به چه دليل گيلانيها به ترانه‌هاى خود كه از زبان و لهجهء محلى تركيب شده ، نام پهلوى داده‌اند ، بسيار جالب خواهد بود . زبان طالشى زبان مخصوصى است كه محدود به قسمت شمالى گيلان مىباشد . به عقيدهء خوچكو « 1 » اين زبان پر از حروف با صدا و آوائى است و به سبب آهنگى كه در آن ديده مىشود مىتوان آن را شبيه لهجهء ايتاليائى دانست . نوشته و يا متنى به لهجه گيلكى به ندرت به دست مىآيد و من در اين مورد جز به اشعارى كه در مقبرهء سيد شرفشاه در طالشدولاب نگهدارى شده بود به متنى بر نخوردم و متأسفانه اين اشعار هم چند سالى است كه به وسيله روضه خوانى به سرقت رفته است . در رحمت آباد ، رودبار ، و عمارلو به زبان تاتى و كردى و در ساحل دريا به زبان تركى و در شهرها به زبان فارسى سخن مىگويند .

--> ( 1 ) Popular Poelry of Persia , as found in the Adventures and improvisations of Kurrogliu in The Songs of the people inhabiting the shores of The Caspian sea . Londres , 1842 خوچكو Xocko الكساندر خوچكو از خاندان معروفى از لهستان است كه اصل آنها از ليتوانى مىباشد . بعضى از اعضاى آن خاندان به سبب خدمات سربازى يا ادبى شهرت دارند . الكساندر خوچكو ( 91 - 1804 ) معروفترين آنها در ايران است كه بيشتر به نام خودزكو و شودزكو خوانده مىشود . وى ايران شناس و شاعر و چندى كنسول روسيه در ايران بود و سپس در فرانسه اقامت گزيد و در كولژدو فرانس به تدريس زبان و ادبيات اسلاو پرداخت . نزديك پاريس درگذشت . عمده‌ترين آثار فراوانش عبارتند از : تئاتر در ايران ( 1845 ) ، دستور زبان فارسى ( 1852 ) ، ترانه‌هاى مردم پسند اسلاو ( 1865 ) و ترانه‌هاى تاريخى اوكرائين ( 1879 ) . ( دايرة المعارف فارسى ، غلامحسين مصاحب )